دبستان احسان1
آدرس این وبلاگ در سال تحصیلی جدید به آدرس : http://ehsane1.blogfa.com تغییر یافته است

جملاتی رو که در زیر مشاهده می کنین ، جهت تکمیل روان خوانی دانش آموزان پس از یادگیری هر صداست. شما می تونین از این جملات بعد از یادگیری و خوندن جملات هر درس ازکتاب استفاده کنین.این فعالیت باعث میشه که تشخیص دانش آموزان در شناخت صداها و کلمات بیشتر بشه و در واقع این فعالیت موجب تثبیت یادگیری و تمرین بیشتر آموخته میشه.

این جملات رو بعد از تدریس علامت ( تشدید    ّ ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

مادر بزرگم برای زیارت به مکّه رفته بود.

او برای همه ی بچّه ها یک بسته مداد رنگی آورد.

من از مادر بزرگم تشکّر کردم.

مداد رنگی خود را به کلاس بردم.

در زنگ نقّاشی یک درخت و چند پرنده کشیدم.

آموزگار به من گفت: آفرین خیلی با دقّت کشیده ای.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ص ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

در فصل زمستان هوا خیلی سرد می شود.

برف روی زمین و کوه ها را می پوشاند.

صدای پرندگان کمتر به گوش می رسد.

گاهی از روز ها هوا صاف و آبی می شود.

فصل زمستان سه ماه دارد. دی، بهمن و اسفند.

هر فصل زیبایی مخصوص به خود دارد.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ذ ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

هر روز که صدای اذان به گوش می رسد، آذر چادرش را به سر می کند و همراه مادرش به سمت مسجد می رود.

او در کنار مادرش در صف می ایستد و نماز می خواند.

چون تابستان گذشته آذر به سن نه سالگی رسیده است.

او از خواندن نماز لذّت می برد.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ع ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

مادر معصومه معلّم است.

او دانش آموزان را به یک مزرعه ی گندم برد.

معلّم در باره ی کاشتن و درو کردن گندم برای بچّه ها گفت، که کشاورزان خیلی تلاش می کنند.

ما باید در مصرف نان دقّت کنیم و اسراف نکنیم.

بچّه ها بعد از بازی، شروع به جمع کردن ساقه های گندم کردند.

عصر از معلّم خود تشکّر کردند و به سمت خانه رفتند.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ث ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

ثریّا و کیومرث خواهر و برادر هستند.

ثریّا دختر پاکیزه ای است.

او موقع خوردن میوه دست های خود را با آب و صابون می شوید.

کیومرث هم مثل ثریّا پاکیزه است.

او هر شب دندان ها و لثه ی خود را تمیز می شوید.

آن ها می دانند کثیفی باعث بیماری می شود.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ح ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

محمّد هر روز صبح زود از خواب بیدار می شود.

ورزش می کند، دست و صورت خود را با صابون می شوید، با حوله خشک می کند، صبحانه می خورد و به مدرسه می رود.

در مدرسه به صحبت معلّم گوش می دهد، بدون اجازه حرف نمی زند.

او از زحمت های معلّم خود تشکّر می کند و احترام به بزرگتر ها را فراموش نمی کند.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ض ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

تابستان گذشته به شهر مشهد رفتم.

وقتی به آن جا رسیدم، صبح زود بود.

اوّل به حرم حضرت رضا(ع) رفتم، وضو گرفتم، نماز خواندم و دعا کردم.

بعد برای دیدن دوستم رضا رفتم.

او از دیدن من خیلی خوش حال شد.

من و رضا از جاهای دیدنی و زیارتی شهر مشهد دیدن کردیم.

آن روز ها به من خیلی خوش گذشت و هرگز فراموش نمی کنم.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ط ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

مادر فاطمه معلّم است.

او زنگ ورزش، بچّه ها را به حیاط مدرسه برد.

چند تن از بچّه ها در وسط حیاط طناب بازی می کردند.

بچّه های دیگر هم در یک طرف توپ بازی می کردند.

طولی نکشید که آسمان ابری شد و چند قطره باران بارید.

آموزگار گفت: بچّه ها همه آهسته به کلاس برویم تا هر طور که می دانید بازی کنیم.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( غ ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

پدر اصغر باغبان خوبی است.

او از درخت ها و گل های باغ به خوبی نگه داری می کند.

او در باغ سه مرغ، دو خروس و پنج مرغابی دارد.

یک روز بچّه ها به باغ عمو اصغر رفتند. او به بچّه ها گفت: گل نچینید چون ممکن است تیغ گل ها به دستتان برود.

این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ظ ) در اختیارشون میذاریم تا بخونن یا از روی اونا بنویسن.

آموزگار گفت: در سال هزار و سی صد و پنجاه و هفت مردم مسلمان ایران ، از ظلم شاه بسیار ناراحت بودند.

چون شاه ظالم به مردم ظلم می کرد.

مردم ایران شاه را از کشور بیرون کردند.

طولی نکشید که امام خمینی به ایران آمد و انقلاب اسلامی پیروز شد.

ناگهان صدای زنگ مدرسه به گوش رسید و همه بچّه ها از معلّم خداحافظی کردند.

ناظم مهربان مواظب بود که بچّه ها با نظم و ترتیب از مدرسه خارج شوند